یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

پر می زند کبوتر دل در هوای قم

تا دانه چیند از کف صحن و سرای قم

از بهر آمدن به چنین شهر پر گهر

شهر و دیار خویش نمودم فدای قم

دل کنده ام ز موطن و از زادگاه خویش

وانرا نبسته ام به مکانی سوای قم

چون بارگاه حضرت معصومه در قم است 

شد بیحساب قیمت و قدر و بهای قم

پس از گذشتن از سد بزرگ ارشد امروز بلافاصله بعد از امتحان راهی دست بوسی خانم معصومه(ع) شدم نائب الزیاره همه دوستان هستم انشاالله پس از بازگشت زندگی جدید با روندی متفاوت را آغاز می کنم در این مدت از لطف همه دوستان که الطافشون نسبت به بنده زیاد بود تشکر می کنم همچنان ملتمس دعای همه عزیزان هستم یاعلی


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:0. - لينک ثابت


ما بی سواد ها

صلام آغای روهانی. بنده یک کم ثواد حستم که از مهظر شما چند ثؤال داشطم.


1-شما گفطید چرا دانشگاه ثاکط اصط و انطغاد داشطید. لتفاً بگویید چرا وغطی در دانشگاه هاظر شدید نگزاشطید طا دانشجویان با شما ثهبط کنند؟


2-شما به ما گفطید آنحایی که از طوافغ ژنو انطغاد می کنند کم ثواد حصطند. لففاً بگویید 20درسد بیشطر اصط یا 5 درسد؟


3-شما که با ثواد حصطید فرمایید برد برد یعنی حمه را ببرند و ما حیچ نبریم؟


4-شما که با ثواد حصطید بفرمایید پلمپ کردن باظرثان آژانص یعنی فعالیت نیروگاه های حصطه ای؟


5-شما که با ثباط حصطید بفرمایید داص را کلید باید طلفظ کنیم؟


6-شما با شعار اعطدال آمدید. لتفاً به ما بگویید یک طراظو برای نشان دادن اعطدال باید حر دو ترفش برابر باشند یا اینکه ثمط چپ آن پایین طر باشد؟


7-شما که گفطید از انطغاد اصطغبال می کنید به ما بگویید پث چرا طا انطغادی می شود ثریع فیلطر می کنید و می گویید کم ثواد اصط؟


8-شماکه با ثواد هصطید چرا با کم ثواد ها مناضره نکردید؟

9-شما که با ثباد حصطید بفرمایید آیا طاریخ ایران را متالعه کرده اید؟ از غرارداد طرکمنچای چیظی می دانید؟


10-شماکه با ثباط حصطید بفرمایید برداشطن تهریم ها یعنی تهریم شدن چندین شرکت بعد از طوافغ؟


11-شما که با ثباد حصطید بفرمایید عظط و شرف ملط یعنی دادن صبد کالا آن حم به این شکل بصیار تاصف بار؟


12-شما که اعطدال گرا حصطید بفرمایید صبد کالای جوانانی که بیکار حصطند و بیمه نیصطند کجاصط؟ نکند چون ثباد ندارند به ایشان صبد نمی دحید؟

پی نوشت :

مقاطع تحصیلی در ایران :

قبول نداشتن توافق نامه ژنو=بی سواد

نقد به توافق ژنو=کم سواد

توافق ژنو خوب است=دیپلم

توافق ژنو عالی است=فوق دیپلم

توافق ژنو خیلی عالی است=لیسانس

توافق ژنو محشر است=فوق لیسانس

توافق ژنو آخرشه بخدا=دکتری

توافق ژنو تسلیم قدرتهای جهان در برابر ایران=فوق دکتری


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0:30. - لينک ثابت


ما بی سوادها



بودند جزو قافله بی سوادها

یک عده بی سواد، رضائی نژادها

عقد اخوتی که نبستیم هم شکست
پای قرارداد، سر انعقادها

ای وای از آن نهاد ریاست که هیاتش
یک سینه آه کرده بلند از نهاد ها

یک بی سواد، در صف کالا، دو روز پیش
جان داده است در وسط ازدیادها

مائیم و خشم از طمع کدخدای ده
تو باش و خنده های محمدجوادها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19:43. - لينک ثابت


صرفا محض ریا

اَلُّلهُمَ تَقَبَّل مِنَّا

دوستان عزیزم جهت اهدا عضو البته اگر اعضاشون به درد میخورن به ehda.ir مراجعه کنند و داوطلب اهدا عضو بشن هرچه امیدوارم همه مون در راه خدا تیکه تیکه بشیم وهیچی مون نمونه ولی شایدم نشدیم ما که زندمون به درد نمیخوره حداقل مردمون به یه دردی بخوره

شادی روح تازه گذشته فاتحه مع الصلوات



 

نوشته شده توسط احسان قائدی در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:8. - لينک ثابت


اندر احوالات فعلی ما


 ما دولتی تازه ،در حال تشکیلیم!

یک عمر سر رفت و سرگرم تحلیلیم

 این جمعه می آیی،ما هم که تکمیلیم!


 هرشب به عشق تو،در خانه و مسجد

  قرآن به دستیم و در حال ترتیلیم!


 قصد فرج داری ؟یا بی خیالی باز؟

  آقا بیا دیگر،مشتاق تعجیلیم!!


 این دولت فعلی،حتما به کامت نیست؟

 ما دولتی تازه ،در حال تشکیلیم!


 در دولت تازه،حرف از عدالت هست

  ما هم که در قدرت ،یک عمر فسیلیم! 


بعضی به نام تو،میلیاردرند آقا 

ما هم به دنبال،ته دیگ پاتیلیم!


  یک عده هم با ما،قدری کج افتادند

  بیرونشان کردیم،درحال تعدیلیم!


 یک عده مخلص هم،دربینمان هستند

 از کل اینها نیز،مشغول تجلیلیم!


  اصلا نترس آقا،ما قشر مستضعف

  کلا به دنبال،تغییر و تبدیلیم!


 ما را بکن مسئول،در بخش بیت المال

  آقا به جان تو ،استاد تحویلیم! 


چون در تو ما ذوبیم،قدری مدارا کن

 ما تازه با ...،یک ذره فامیلیم!


 آقا به هر صورت،بر ما تو منت نه

  دلخسته از ذکرو تفسیرو تاویلیم


 از شنبه تا جمعه،یک هفته فرصت هست 

جمعه نیا آقا،چون جمعه تعطیلیم!



برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:43. - لينک ثابت


هیچ کس


هیچ گاه “به خاطر ” هیچ کس “دست از ” ارزشهایت ” نکش؛
چون …
زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛
تو می مانی و یک ” منِ ” بی ارزش"


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:50. - لينک ثابت


دست راست...

غربت است،
تنها حکمتِ نشانه ی دستِ تو!
تا اینکه بفهمیم،
چه خوش خیالیم ما و آراءمان،
وقتی فکر کنیم،

دیگر دستِ راستِ تو شده ایم!

نقص از تو نیست آقا!
مائیم که هیچیک وقت امتحان،
قدرِ دستِ راستِ تو،
سالم نبوده ایم!


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:16. - لينک ثابت


آیا حصر خانگی سران فتنه قانونی است؟

مبانی حقوقی و قانونی حصر خانگی سران فتنه

حصر خانگی از منظر حقوقی به چه معناست؟ آیا حصر سران فتنه بدون محاکمه‌ی قضایی، بنا به ساختار نظام‌های حقوقی دنیا و نظام حقوقی ایران، غیرقانونی بوده است؟ آیا حصر خانگی اقدامی کیفری است یا تأمینی؟

انتخابات سال 1388 ریاست‌جمهوری در ایران با چالش‌های بسیاری روبه‌رو گردید. در این راستا، دو تن از نامزدهای ناکام انتخابات، یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در پی اعتراضات خود مبنی بر اعتراض به نتایج و وجود تقلب در انتخابات، با تصمیم مأموران امنیتی، بدون محاکمه در دادگاه، بازداشت خانگی شدند. این دو وقتی به حصر خانگی رفتند که کشور درگیر وقایع بعد از انتخابات بود و نظام از نظر امنیتی، یک بحران واقعی را تجربه می‌کرد. از این رو، مسئولان امنیتی کشور تصمیم به حصر خانگی اینان گرفتند.

اما اینجا این سؤال پیش می‌آید که حصر خانگی به لحاظ حقوقی چیست؟


برچسب‌ها: حصر, سران فتنه, مبانی قانونی


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط احسان قائدی در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:14. - لينک ثابت


و باز قصه ی کربلا.....

جان بدهکار تو هستم طلبم کرب و بلاست

خود کشی می کنم آقا طلبم را ندهی


ما را ببخش که پای روضه های تو جان نداده ایم

ما را ببخش که برای تو کم گذاشته ایم



 

نوشته شده توسط احسان قائدی در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 21:43. - لينک ثابت


می خواهم شورش کنم

شورش

                                                                     

وقتی‌ دیگر نتوانی تحمل کنی. وقتی‌ تمام راه‌ها را بسته ببینی. وقتی‌ صبرت تمام شده. وقتی‌ تندروی‌ها و کندروی‌هایت امانت را بریده‌اند. وقتی‌ از تنبلی‌هایت خسته شده‌ای. وقتی‌ دیگر روی قول دادن نداری. وقتی کارهای نیمه‌تمام، برایت دهن‌کجی می‌کنند و وجدان‌درد گرفته‌ای. چند راه بیشترنداری:

- همین شرایط را ‌بپذیری و عادت ‌کنی؛

- بی‌خیالش بشوی و همه‌چیز رارها کنی وبگویی هرچه شد،شد!

- همت کنی، تکانی به خودت و روحت بدهی.

...آن وقت شورش می‌کنی برعلیه وضعی که داری.همۀعادت‌های بدت را به‌هم می‌ریزی، ازنو می‌سازی وشروع می‌کنی.

توبه همان شورش است برعلیه آنچه که برای خودت به غلط ساخته ای... .

اگر قصد شورش داری... بسم‌الله... .


برگرفته شده از zareh.blog.ir


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16:9. - لينک ثابت


ما و جمهوری لبو فروشان

نامه ای به یک لبو فروش

آقای لبو فروش سلام

خسته نباشی این روزها هوا سردتر شده و لبوی تو تنها دلگرمی است در این سرما شاید به تدبیر تو ناجوانمردی این سرما از یاد برود و ما را لبوی تو امیدوار کند

می دانم تو هم مثل من دلگیری، واحتمالا تو هم مثل من پیام انتخابات 22 خرداد را درک نکرده ای.اینکه من و تورا چه به دخالت و اظهار نظر ما باید برویم کشک بسابیم هرچند این روزها کشک هم گرانتر شده است

آقای لبو فروش تو را بیشعور خواندند راننده ی تاکسی را نفهم آنانکه خود را مشاور دولت راستگویان و درستکاران می دانند نگران نباش کم کم آنانکه شغل آزاد دارند هم کلا بی شعور خواهند بود روزی برسد که به ما دانشجویان هم بگویند شما هم که شعور ندارید پس برای چه اظهار نظر می کنید پس چرا در مسائل کشور دخالت می کنید به شما چه مربوط؟!!!

آقای لبو فروش کسی را می شناسم که میگفت یک موی کوخ نشینان بر همه ی کاخ نشینان ترجیح دارد کسی را می شناختم که می گفت "ملت باید الان همه شان ناظر امورباشند،اظهار نظر بکند در مسائل سیاسی،در مسائل اجتماعی ،در مسائلی که دولت عمل میکند" او همان بود که میگفت :"این پائین شهریها و پابرهنه ها اولیاء ما هستند، ولی نعمت مایند" او را امام خطاب میکردند همان که آقایانی که معتقدند من وشما باید زیر چرخ توسعه له شویم تا مملکت آباد شود همانها که ما را لشکر قبلمه بدست خواندند

آقای لبو فروش صاحبان اصلی انقلاب توئی و آن تاکسی داری که از 5صبح تا 12 شب مسافرکشی می کند تا خرج زن و بچه اش را بدهد صاحب اصلی انقلاب آن کارگری است که پینه های دستش از مدرک دکترای فلان خر روشنفکر کرواتی پیش خدا ارزشش بیشتر است مبادا از یاوه ی یاوه گویان ذره ای برنجی تاریخ امثال سریع القلم ها را زیاد به خود دیده امثال سریع القلم ها از وسط میدان بودن تو داغ دیده اند اینکه در سرما و گرما پای این انقلاب ایستاده ای و ذره ای کشورو آرمانت را به وعده های صد روزه و مذاکرتی که دیده بان انقلاب به آن خوشبین نیست نفروخته ای دست مریضاد به خودت افتخار کن که ما هم به تو افتخار می کنیم

کاش من هم یک لبو فروش بودم......


پی نوشت : تجویزی برای آقای فجیع القلم
دارویی هست به نام "کلرپرومازین" .این دارو می تواند تا حدودی مشکلات سیاسیون امروز ایران را حل کند.در اثرات این دارو نوشته شده است:
کاهش توهم و هذیان
(جهت برطرف کردن توهم استادبودن، روشنفکر بودن ،صاحب نظر بودن وهذیانات غربزده... )
درمان آروغ و سکسکه ی مداوم(جهت مهار آروغ های روشنفکری و سکسکه های مداوم تئوری پردازانه و کاهش بی خوابی)
تا حدودی اثر ضد استفراغ هم دارد(جهت کاستن از میزان سرایش شعرو غزل و اظهارات کرواتی)
جلوگیری از سندرم ترک الکل(جهت برطرف کردن حس نظریه پردازانه همراه سیگار و مشروب و الکل...)


برچسب‌ها: سریع القلم, لبو فروش


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11:0. - لينک ثابت


گزارش صد روزه ی دولت

آنچه ما کرده ایم

ما در این صد روز در ایران تحول کرده ایم

کدخدا را دیده و با او تعامل کرده ایم

اقتصاد مملکت را زیر و رو آورده ایم

سهم آن احزاب را هم ما تقبل کرده ایم


عرصه ی فرهنگ را آسوده خاطر کرده ایم

سایت های اونجوری را رفع فیلتر کرده ایم

فیس بوک وزرا را اولویت داده ایم

بیلبورد کدخدا را زیر کاترکرده ایم


پیشرفت علم را ما کله ملق کرده ایم

آن همه دندان سالم را لقالق کرده ایم

قبل از آنکه کدخدایان زمین لب تر کنند

پیش رفت هسته ای را خود معلق کرده ایم


مردم این سرزمین را ما دو قسمت کرده ایم

آن دهم درصد نشان اکثریت کرده ایم

آنکه با ما نیست را افراطی الدین خوانده ایم

آنکه با ما هست را بی حد کرامت کرده ایم

طرح های دولت پیشین خود رد کرده ایم

آنچه در قوطی عطاران نباشد کرده ایم

قیمت خودرو اگرچه رو به بالا می رود

کاهش نرخ دلار و ارز را سد کرده ایم


ایده ی مهر آفرین را آش و لاشش کرده ایم

مسکن مهر وزین را بی صاحابش کرده ایم

سوخت های هسته ای نابود گشت و در عوض

قیمت گوجه فرنگی را مهارش کرده ایم


معنی فتنه گری را ما "سوالش" خوانده ایم

بازگشت فتنه گر را اعتدالش خوانده ایم

فتنه ی فتنه گران را ماست مالش کرده ایم

داس بران را ولیکن ما کلیدش خوانده ایم


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:50. - لينک ثابت


مردی برای تمام لحظه هایم


بگذار با طعنه بگویند مردمان

در گوش هم حکایت عشق مدام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریده عالم دوام ما


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:48. - لينک ثابت


که هم موی تو هم بغض من، آری شانه می خواهد

پرنده در قفس

نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهد

که راه عشق آری طاقتی مردانه می خواهد


کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را

پرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد


چه حسن اتفاقی! اشتراک ما پریشانی است

که هم موی تو هم بغض من، آری شانه می خواهد


 تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست

تسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهد


 اگر مقصود تو عشق است پس آرام باش ای دل

چه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 8:7. - لينک ثابت


هشداری در راستای تغییر ریاست دانشگاه شهرکرد

کور خوانده اید

حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند


چندی پیش هیئت اعزامی از وزارت علوم که شامل چند استاد دانشگاه صنعتی شریف بودند برای بازرسی از مدیریت دانشگاه شهرکرد در این دانشگاه حضور پیدا کردند مدتهاست که زمزمه ی تغییر رئیس دانشگاه شهرکرد به گوش می خورد در همین راستا برخی اساتید و دانشجویان معلوم الحال در اقدامی هماهنگ به متشنج کردن فضای دانشگاه علیه رئیس کنونی اقدام کردند .جمعی اندک از اعضای هیئت علمی قبل از حضور این هیئت بازرسی در جلسه ای که وجاهت قانونی نداشت اقدام به رای گیری و معرفی گزینه هائی برای ریاست جدید دانشگاه شدند نکته قابل توجه این است در میان گزینه های معرفی شده اسامی کسانی همچون دکتر عزیزی که در دوران مدیریت ایشان چنان وضعی به وجود آمد که ایشان را تلفنی و بدون تودیع و معارفه از معاونت دانشگاه برداشتند و دکتر قربانی که به دلیل مدیریت ایشان در دانشگاه دانشجویان شعار مرگ بر قربانی سر دادند تا ایشان را از معاونت برکنار کردند به چشم میخورد .علاوه بر این این افراد و اشخاص معلوم الحالی مانند دکتر سینائی اقدام به جمع آوری امضا و طومار به نفع خود توسط عده ای دانشجوی بی هویت و خود فروخته بکنند که هم از طرف هیئت علمی به وزارت علوم  فشار بیاورند و هم از طرف دانشجو.حاصل کلام آنکه هیئتی که تحت عنوان هیئت بازرسی اقدام به برگزاری جلساتی با اعضای هیئت علمی ،کارکنان ،دانشجویان و تشکل ها کردند که در اقدامی کاملا مدیریت شده و هماهنگ شده در همه ی جلسات به طور هماهنگ به شدیدترین نقدها به مدیریت دانشگاه پرداختند تا وزیر علوم پس از شنیدن این احضارات و اقدام برای تغییر مدیریت دانشگاه ، این تغییر را صرفا بخاطرضعف مدیریتی تلقی کند نه بازیهای سیاسی. حاصل کلام آنکه ما همگی از تغییر استقبال می کنیم چرا که برخلاف آقایان غرغرو و خاله زنک ما همیشه و در همه جا نقدهای خود را به مجموعه مدیریت دانشگاه اعم از رئیس و معاونت فرهنگی با شجاعت و صراحت مطرح کرده ایم اما نکته ای قابل ذکر است این است که تغییر باید در راستای بهتر شدن فضای دانشگاه باشد یعنی شخصی که توانائی علمی و مدیریتی بالاتری نسبت به مدیریت فعلی داشته باشد نه طوماری باشد حاصل کلام آنست که هر چند ما چندان به انتخاب رئیس دانشگاهی مناسب و فارغ از مسائل سیاسی از طرف وزارت علوم با این حال خرابش نداریم ولی امیدواریم خدا را هم در نظر بگیرند و انتخابشان موجب سرافکندگی و عقب ماندگی دانشگاه نشود
پی نوشت:
به مجموعه ی وزارت علوم هشدار خواهیم داد اگر بخواهد دانشگاه را درگیر تندرویهای سیاسی و بازیهای کثیف سیاسی بکند جنبش دانشجوئی تا آخرین نفس در برابر این تندروی ها خواهد ایستاد
 

برچسب‌ها: دانشگاه شهرکرد, رئیس دانشگاه, دکتر عزیزی, دکتر قربانی, هیئت بازرسی


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:13. - لينک ثابت


تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

اصولگرائی از شعار تا عمل
وقتی دم خروس اصولگرائی آقایان بیرون می زند

 در فرآیند انتخاب استاندار بسیاری ازمسائل روشن شد که ما را درشناخت افرادی که از شعار تا عمل فاصله دارند بسیار کمک کرد.رمز گشائی از نحوه معرفی گزینه های استانداری به وزارت کشورحاوی مواردی بود که پشت پرده ی بسیاری از زد و بندهای سیاسی را مشخص می کند نکته قابل توجه در گزینه های معرفی شده به وزارت کشورحضور آقایان ترابی و میرزا کوچکی بود که کم خون به دل این مردم و نظام نکردند و با قاطعیت باید گفت که شخصی مثل آقای ترابی حتی کوچکترین قدمی برای مردم استان برنداشت با بررسی روند انتخاب گزینه ها و براساس گفته های خود نمایندگان جناب آقای زمانیان و جلیل که ادعای اصولگرائی دارند نه تنها دربرابر معرفی آقایان معلوم الحال هیچ عکس العملی نشان ندادند بلکه به انتخاب ایشان هم کمک کردند چهار رای میرزا کوچکی و سه رای ترابی از مجمع نمایندگان استان حاکی از پایبند نبودن این آقایان به موازین و اصول اصولگرایی و حتی آرمانهای انقلاب است چگونه از افرادی که در برابر انتخاب فتنه گران به منصب مهم و حیاتی استانداری نه تنها سکوت کرده که با رای خود مهر تائیدی بر عملکرد این آقایان زدند انتظار داشت درلا بیهای بعضا کثیف مجلس حل نشوند.
حاصل کلام آنست که شنیده ها حاکی از اعلام آمادگی آقایان برای کاندیداتوری دوره  بعدی مجلس می باشد از هم اکنون بعضی ها به تکاپو افتادند که گذشته ی خود را سفید جلوه بدهند در صورتی این کارمانند لکه ی ننگی بر پیشانی آقایان حک شد و پاک شدنی نیست

برچسب‌ها: زمانیان, جلیل, استاندار, چهارمحال و بختیاری


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:32. - لينک ثابت


عملکردی سخیف و قابل تامل از نمایندگان مجلس استان

آنچه از نحوه ی انتخاب استاندار ما فاش شد


 

استاندار يك استان بالاترين مقام اجرائي در استان و نماينده ي تام الاختيار دولت در هر استاني است. اهميت انتخاب استاندار و وي‍‍ژگي هاي استاندار از جمله آشنا بودن با مسائل استان ،كارآمدي و تخصص، تعهد و اعتقاد به مباني نظام از جمله اين ويژگيها است بر همين اساس تمام مسئولين مربوطه و در راس آن دولت محترم بايد سعي كنند كه بهترين گزينه ي موجود را براي هر استاني برگزينند آنچه در جريان انتخاب استاندار استان ما گذشت كمي قابل تامل و البته تاسف بار است. دولت در انتخاب هر استاندار با نمايندگان هر استاني به مشورت مي پردازد و با نظر آنان اقدام به انتخاب استاندار مي كند در برخي استانها با وجود اختلافي كه بين نمايندگان استان بود اما با تدبير اين نمايندگان همه ي آنان بر گزينه اي اجماع كرده و آن را به وزارت كشور معرفي كردند و دولت هم با احترام به نظر نمايندگان همان گزينه را براي استانداري برگزيد اما در استان ما خبرها حاكي از ارائه ليست 20 نفري بوده كه هر نماينده به جز نماينده ي لردگان كه به گفته ي خود گزينه اي نداشت چرا که به اعتراف خود ایشان هیچ کس اجازه استاندار شدن یک لردگانی را نمی دهد  به سهم خود افرادي همسو وهم جهت با خود را معرفي كردند اين ليست 20 نفره در مجمع نمايندگان استان که متشکل از آقایان زمانیان سلطانی عزیزی و جلیل است به راي گذاشته شده و سرانجام افرادي كه از 4 راي نمايندگان، 3يا 4 راي اخذ نمودند به عنوان گزينه ي نهائي به وزارت كشور معرفي شدند که نتیجه رای این افراد به شرح ذیل می باشند :

1- حجت الاسلام دکتر جعفری 4 رای

2- اسکندر صیدائی 4 رای

3- منصور میرزا کوچکی  4 رای

4- ابوالقاسم کریمی 4 رای

5- اردشیر رئیسی 4 رای

6- اردشیر نوریان 3 رای

7- سید قباد مرتضوی 3 رای

8- قاسم سلیمانی 3 رای

9- نصرالله ترابی 3 رای( رای دهندگان  آقایان : زمانیان ، جلیل، سلطانی)

10- نادر ریاحی 3 رای

آنچه قابل تامل است اين است كه در اين ليست هم از روحانيون شاخص استان حضور داشته وهم افراد معلوم الحالي همچون نصر الله ترابی كه در ايام فتنه تمام قد از فتنه دفاع كرده و هم از منصور میرزا کوچکی از نمايندگان مجلس ششم كه در نوشتن نامه ي جام زهر به رهبري نقش داشته است حضور داشته اند اين تركيب در حالي شكل گرفته است كه برخي نمايندگان حال حاضر استان ادعاي اصولگرائي و ولايتمداري دارند غافل از اينكه در عمل تابع شرايط و منافع خويشند .دولت هم با مشاهده ي اين تشتت در استان كه هركس تلاش مي كرد نماينده ي هم سو و مد نظر خود را بر كرسي استانداري بنشاند خود اقدام به انتخاب استاندار استان كرده كه شنيده ها حاكي از آن است كه جهانگيري معاون اول رئيس جمهور كه پيش از اين چندين استاندار استانهاي ديگر را نيز انتخاب كرده بوده بدون نظر وزير كشور استاندار فعلي را در جلسه ي هيئت دولت مطرح كرده و وزير كشور را مامور به معارفه ي وي در استان مي كند. گذشته از بررسي سوابق و توانمنديهاي استاندار فعلي ، آنچه جاي تاسف دارد عملكرد ضعيف نمايندگان استان چه در مجلس و چه در برقراري ارتباط با دولت است براي استان ما جاي بسي شرمساري است كه نماينده اش كه در كميسيون بهداشت حضور دارد اقدام به دفاع چاپلوس گونه از وزير نفت كند وزارتخانه اي كه كمترين ارتباط را با استان ما دارد حاصل كلام آنكه اكنون وظيفه ي همه ي ما چه مسئولين و چه نمايندگان و همچنين مردم استان است كه آنچه در توان داريم از حمايت و ياري استاندار فعلي دريغ نكنيم تا با كمك هم استان از اين وضعيت محروميت و مشكلات معيشتي مردم نجات يابد انشاالله


برچسب‌ها: استاندار, چهار محال و بختیاری


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:5. - لينک ثابت


به مناسبت روز دانشجو

مطالبه ای فراموش شده

 ما و جمهوری چمران ها

یکی از راههای سنجش توفیق یا عدم توفیق یک مجموعه در راه رسیدن به هدف خود شناخت راه و موقعیت خود است علاوه بر این در راه رسیدن به هدف خود نیاز به محکی برای سنجش عملکرد مجموعه وجود دارد تا نسبت خود را با آرمانهای آن مجموعه بسنجند یکی از سوالاتی که باید از جامعه دانشگاهیان پرسید نسبت اهداف جامعه ی علمی کشور با آرمانهای نظام است که آیا دانشگاهیان توانسته اند آنچه را تاکنون از آنان انتظار می رود محقق کنند یا در رسیدن به هدف خود موفق نبوده اند شاید  نقشه ی راهی که رهبر انقلاب برای حرکت دانشگاه و جامعه ی علمی کشور ترسیم فرمودند بهترین پاسخ به این سوال باشد ایشان در بيانات خود در ديداربا  اعضاى بسيجى‌هيئت علمى دانشگاه‌ها در تاریخ 2/4/89 فرمودند:"خب، حالا توقعى كه ما داريم و اين توقع، توقع زيادى هم نيست، يعنى آن زمينه‌اى كه انسان مشاهده ميكند - اين روحيه هاى پرنشاط شما، اين دلهاى پاك و صاف، اين ذهنهاى روشن، اين جوّال بودن فكرهاى شما كه انسان در عرصه‌هاى مختلف از نزديك شاهد است - اين اميد را و اين توقع را به انسان ميبخشد، اين است كه فرآورده‌ى دانشگاه جمهورى اسلامى - نه به نحو استثنا بلكه به نحو قاعده - چمران‌ها باشند؛ نه اينكه چمران‌ها يك استثنا باشند. اين اميد، اميد بى‌جائى نيست."

حالا سوالی که در اینجا مطرح است این است که تا چه حد خروجی دانشگاهها به چمرانها نزدیک بوده است؟آیا با تفکری که اکنون بر وزارت علوم حاکم شده است می توان تحقق چنین مطالبه ای را انتظار داشت. آیا کسانی که هیچ سنخیتی با تفکر چمران ندارند و یا اصلا با این تفکر بیگانه اند می توانند امثال چمران هاتحویل جامعه دهند؟ چگونه با وجود اندیشه ای که صرفا دنبال پیگیری مطالبات جریان سیاسی خود است و در این راه از قلع و قمع کردن نیروهای انقلابی و کار آمد هم دریغ نمی کنند باید انتظار چنین مطالبه ای را داشت . اگر وزارت علوم و فناوری و تحقیقات که عالیترین جایگاه تصمیم گیری برای جامعه ی دانشگاهیان است و روح حاکم بر دانشگاهها از این وزارت خانه بر می آید دچار سیاست زدگی و سیاست بازی شود چه انتظاری از دانشگاهها می رود که دچار این آفات نشوند چگونه از استادی که خود را دربرابر جامعه ی علمی پاسخگو نمیداند و گاها بیشتر دچار حاشیه ها است به جای متن انتظار تربیت امثال چمرانها می رود. استادی که بعضا حداقلهای موجود چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ علمی را برای حضور در دانشگاه ندارد چگونه استادی که آرمانهایش با آرمانهای چمران نه تنها همسو نیست که گاها تناقض هم دارد چمران تحویل جامعه بدهد؟ علاوه بر این چگونه از دانشگاهی که مسئولین آن  به کار جهادی اعتقاد ندارند می تواند فضا را برای تربیت چمران ها آماده کنند و یا آیا مسئولین فرهنگی دانشگاهها شناختی از فرهنگ لازم برای تربیت چمران گونه دارند ویا آیا اصلا دغدغه ای از طرف مسئولین برای تبدیل دانشجویان به چمران ها وجود دارد؟گاها دیده می شود دانشجوئی که معتقد به اصول اولیه ی اسلام و انقلاب است پس از چهار سال حضور در فضای دانشگاه از لحاظ تفکری استحاله شده و نسبت به اعتقادات و آرمانهای خود بی تفاوت شده است اینجاست که باید به مسئولین گفت این است که ما از طلا گشتن به شدت پشیمان گشته ایم مرحمت فرمائید بگذارید ما همان مس باقی بمانیم آنچه اکنون از فضای دانشگاهها بر می آید این است که در بهترین حالت دانشجو با کمترین انحراف از تفکراتی که هنگام ورود  به دانشگاه داشته فارغ التحصیل شود یعنی اکنون انتظار از مسئولین دانشگاه این است که دئر عوض تربیت چمران ها ،جلوی هجوم فکری و استحاله یتفکرات دانشجویان را بگیرند گاها اینقدر دانشجو در دانشگاه درگیر حاشیه می شود که اصلا وظیفه ی اصلی و هدف خود را از حضور در دانشگاه را که درس خواندن است فراموش می کنند حاصل کلام اینکه در تحقق دانشگاهی که باید باشد و اکنون نیست همه و همه مسئولند چه مسئولی که ضعفهای مدیریتی خود را توجیه می کند گاها دچار کم کاری می شود چه آن استادی که بی مطالعه و ضعیف  سر کلاس حاضر می شود و چه آن دانشجوئی که خود را دست کم گرفته و در انجام وظیفه اش کوتاهی می کند باید پاسخگو باشد


برچسب‌ها: دانشجو, چمران


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20:36. - لينک ثابت


روز دانشجو،اینجا شهرکرد

دانشجونه می میرد نه ذلت می پذیرد
شاید 16 آذر برای غالب دانشجویان روزی عادی محسوب شود همانطور که برای من در سالهای گذشته بود اما روز دانشجوی امسال برای من یکی از خاطره انگیز ترین روزها بود روزی که قراربود همه درب دانشکده ی علوم جمع شوند و به شادی و پایکوبی بپردازند یکی از روزهائی که همه ی دانشجویان با هر تفکری شانه به شانه ی هم در این اجتماعی که غیر قانونی هم بود پس از سالها حضور داشتند این اجتماع پر شور بود فارغ از حاشیه هائی که تندروهای به ظاهر و لقب بسیجی و صد البته نفهم از یک طرف و از طرف دیگر بچه های به ظاهر روشنفکر  و صد البته به قول دکتر شریعتی خر روشنفکر و پشت بازارچه ای ایجاد کردند آن روز به یاد ها ماند جلسه ای که از بیانیه ی پر از مطالبات دانشجوئی داشت تا شوخی و خنده و شعار علی دائی و پرسپولیس قهرمان میشه.
آنچه باعث خوشحالی من می شد ایجاد فضائی برای عقده گشائی عده ای خاله زنک غرغرو که همیشه ندای ما را گرفتند ما را کشتند  مار ا زدند سر می دهند وجود این فضا باعث می شود حرفهای آن بندگان خدا بعد از چند بار گفتن تکراری شود و آن وقت است که دانشجو تشنه ی حرف نو است و تفکرات انقلاب که همیشه جای گفتن دارد طرفدار پیدا می کند
شاید بهترین اتفاق دوران دانشجوئی که مرا به راهم مطمئن تر کرد جریان تقدیر معاونت فرهنگی از بنده بود که معاون محترم و دوست داشتنی فرهنگب بعد از مطرح شدن اسم بنده برای تقدیر به عنوان فعال دانشجوئی بر افروخته شده و مانع تقدیر از بنده می شود که وقتی بنده این موضوع را شنیدم و علت آن را مواضع و سوالاتی که در جلسه ی با هئیت رئیسه مطرح کردم دانستند چنان شعفی بر بنده غالب شد که حد و حساب نداشت از اینکه درست به هدف زده بودم خوشحال بودم امیدوارم این سالهای دانشجوئی و این خوشی ها هیچ گاه تمام نشود


پی نوشت : این روزها بر خلاف سالهای گذشته دانشگاه را دوست دارم چرا که هر روز اتفاقات خوبی برایم می افتد فحش خورم ملس تر شده است و اینجای تقدیر و تشکر دارد که اگر دوستان فحش ندهند کارمان لنگ است خدایا روزی هیچ کس را نبر آمین 


برچسب‌ها: روز دانشجو, دانشگاه شهرکرد


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 20:13. - لينک ثابت


پژوهشی پیرامون فلسفه حقوق 1

چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟

1- اصولا زن و مرد به دلیل اشتراک در سرشت انشانی، از حقوق و تکالیف یکسانی برخوردارند ولی احیانا به عنوان دو صنف از انسان در نظر گرفته می شوند و در این صورت اختلاف حقوق و تکالیف مطرح می شود. این تفاوتهای حقوقی جنبه ی ارزشی نداشته و در کمال حقیقی انسان و قرب او به سوی خدای متعال نقشی ندارد و بنابراین هرگز موجب تقسیم انسان ها یه درجه ی یک و دو نمی گردد.

2- در حقوق اسلامى وظايفى خاص به عهده زن و مرد نهاده شده است كه تخلف‏ناپذير است؛ براى مثال نفقه و خرجى همسر، تهيه مسكن، خوراك، لباس، پرداخت مهريه به عهده مرد گذاشته شده است. اگر زنى خود از منبع اقتصادى مستقل و موقعيت شغلى عالى برخوردار باشد، اشكال ندارد؛ ولى از نظر شرع، وظيفه پرداخت مخارج خانه و هزينه مسكن به عهده او نيست و شوهر نمى‏تواند وى را به پرداخت كمك هزينه خانه و زندگى مجبور سازد. البتّه اگر زن با رضايت خاطر و تمايل درونى شوهر را در اداره بهتر خانه يارى دهد، مسأله‏اى ديگر است؛ ولى اين وظيفه شرعاً به عهده مرد نهاده شده است.

3- دیه مالی است که پرداخت آن به سبب وقوع جنایت و صدمه به جان یا بدن انسان ،واجب می شود. در شریعت اسلامی،دیه ی قتل زن ،نصف دیه مرد استو در صورت جراحت تا مقدار ثلث دیه،زن و مرد برابر است و از آن بیشتر دیه زن نصف دیه مرد است.

4- دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان مقتول بنا نهاده نشده است بلکه دستور خاص مربوط به بدن انسان کشته شده است ونه انسانیت یعنی دیه شخص فارغ از ارش انسانی اوست اگر چنین بود آیا نباید دیه یک عالم و دانشمند با دیه یک بزهکار و یا فاسق و فاسد متفاوت می بود؟به همین جهت است که به رغم اختلاف ارزشی عالم و جاهل ،مجاهد و قاعدو.... در اسلام همه ی آنان در احکام قصاص و دیات مساوی هستند .پس نه تساوی عالم و جاهل از منزلت عالم می کاهد ونه بر مقام جاهل می افزاید و نه تفاوت دیه ی زن و مرد، دلیل بر تفاوت جایگاه ارزشی آنان است که بر منزلت مرد بیافزاید و یا از مقام زن بکاهد.و هیچ تلازم عقلی یا نقلی بین دیه و کمال معنوی و ارزشی وجود ندارد به همین دلیل از جهت اخروی و نه حقوقی و این جهانی بین زن و مرد تفاوتی نیست.نتیجه آنکه دیه بهای شخص مقتول نیست.

5- از بعد اقتصادی و حقوقی نیز معمولا خساراتی که از لحاظ مادی متوجه بستگان مرد مقتول می شود بیش از خساراتی است که متوجه زن مقتول می شود چرا که پس از کشته شدن مرد تعداد قابل توجهی افراد تحت سرپرستی وی و واجب النفقه از او باقی می ماند که با دریافت دیه از جانی ،مقداری از نفقه ی آنان تامین می شود.برخلاف زن که چون به لحاظ حقوقی مسئول اقتصادی خانواده نیست بازماندگان او از جهت نفقه دچار کاستی نمی گردند و مشکل عمده ی تالمات روحی است که از این جهت زن و مرد تفاوت آن چنانی ندارند.

6-دیه مرد مستقیما نصیب زن می شود و بیش از آن چیزی است که به عنوان دیه ی زن نصیب مرد می شود زیرا اگر مردی کشته شود دیه ی کامل به زن و بازماندگان او می دهند اما اگر زنی کشته شود نصف دیه به شوهر و بازماندگان او می دهند بنابراین در عمل دریافتی زن بیشتر است.

7- مسأله نصف بودن ديه زن از ديرباز در كتب فقهى مطرح شده است. شيخ طوسى پس از ذكر مسأله، آن را نظر تمام فقيهان شيعه و سنى جز دو تن ازعلماى اهل سنّت معرفى مى‏كند و دليل خود را اجماع و برخى روايات مى‏داند.

حاصل کلام آنکه  شبهات مطرح شده در مورد حقوق زنان  بعد از دوره ی جدید دراروپا شکل گرفت یعنی زمانی که سرمایه داران برای استفاده از نیروی زنان در کارخانجات وازطرفی برای تبلیغات کالاهایشان این بحث را مطرح کردند که زن ومرد هیچ فرقی باهم ندارند وازاین رهگذر برخی که ازاین توطئه غافل بودند شروع به تبلیغات به نفع سرمایه داران کردند البته ازاین نکته غافل نمانیم که حقوق زن در اروپا قبل ازاین واقعا پایمال می شده است که بحث در این باره خود مجالی دیگر می طلبد.حال روشنفکران ایرانی هم که تازه یا از غرب فارغ التحصیل شده بودند یا تحت تاثیر مکاتب غربی ها قرار گرفته بودند به این مسائل دامن زدند علاوه بر این ریشه ی بسیاری از شبهات و اعتراضات نسبت به حقوق زن در اسلام ناشی از نگاه جزئی نگری به اسلام و به خصوص حقوق زن در اسلام است. اگر نظام حقوقی زن، در مجموعه ی نظام حقوق خانواده و نظام حقوق خانواده در مجموعه مکتب و نظام اسلامی ،آن هم در کنار سایر نظامات اجتماعی و سیاسی و اخلاقی و...اسلام مطالعه شود پاسخ بسیاری از سوالات خود به خود روشن خواهد شد

و العاقبه للمتقین


برچسب‌ها: فلسفه ی حقوق, زنان


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 8:16. - لينک ثابت


باز هم قصه ی حرم


دلم همينكه مرا سوي موي يار كشيد

سر ِ مرا سر ِ عاشق شدن به دار كشيد


خودم نيامده ام محضرش ، خودش آورد

مرا به پيش ِ خودش جذبه ي نگار كشيد



مني كه آه نگفتم براي هيچ كسي

همينكه نام تو آمد دلم هوار كشيد


حلال كن كه اسير ِ نگاهِ تو نشدم

گُنَه برايِ دلم نقشه يِ فرار كشيد


درونِ آتش ِ دوزخ نسوزد آن نوكر

كه رويِ سينه ز داغ ِ تو يادگار كشيد


درود بر پدرم از همان طُفوليَتَم

براي روضه ات از من هميشه كار كشيد


براي آنكه منم عاقبت بخير شوم

مرا به دست تو داد و خودش كنار كشيد




فراق ِ كرب و بلايت خودش مرا كُشته
به رويِ كشته نبايد كه ذوالفقار كشيد



خدا كُنَد كه منم اربعين حرم باشم
چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد؟!...


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14:37. - لينک ثابت


گذشته ای که به آن می بالم


اندر احوالات ما انجمنی ها

بنای انجمن اسلامی مستقل زمانی نهاده شده که در سال 76 انجمن اسلامی دفتر تحکیم وحدت استحاله شده و تبدیل به پیاده نظام گروهها و احزاب سیاسی شده بود. از اسلام تنها اسمش را یدک می کشیدند پول بیت المال را خرج از بین بردن ارزشهای اسلامی می کردند و برای سست کردن پایه های نظام برنامه ریزی می کردنداز طرفی دانشجویانی که هیچ گاه حاضر به عقب نشینی از آرمانهای امام و انقلاب نبوده و خود را تابع ولی زمان خود می دانستند ودغدغه ی تعالی نظام و پیشرفت این مرز و بوم را در ذهن و دل و جان خود می پروراندند طاقت اینکه عده ای دست آوردهای جنبش دانشجوئی که امثال حسین علم الهدی مهدی رجب بیگی و محسن وزوائی در پای این آرمانها خون داده بودند و امثال چمرانها به پای آن چه زحمت ها که نکشیده بودند را بر باد دهند نداشتند اینگونه بود که انجمن اسلامی مستقل حساب خود را از انجمن تنها به اسم اسلامی دفتر تحکیم جدا کرد و اینگونه بود که شکل گرفت . تشکلی که از همان نخست تفکر حاکم بر خود را همان تفکر بسیج پنداشته و به همه ی ارزشهای بسیج پایبند است اعضایش همه بسیجی اند چرا که به گفته ی رهبر انقلاب هر کس به ارزشهای بسیج پایبند باشد بسیجی است حتی اگر در تشکیلات بسیج هم نباشد.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل تشکلی است که مستقل از هر دسته و حزب و گروه و جناح بندی است همیشه در پی کمک به مسئولین بوده و هیچ کجا نقد سازنده و دلسوزانه و منصفانه را رها نکرده در برابر بی عدالتی ها فریاد زده در برابر کوتاهی مسئولین کوتاه نیامده صدایش صدای عدالت طلبی و آرمانخواهی بوده گوش به فرمان ولی امر مسلمین داشته هیچ گاه از رهبرش جلو نزده و هیچ گاه عقب نمانده .تشکلی که با همه دلسوزان نظام دست برادری داده رابطه اش با دیگر تشکلها محکم و غیر قابل انفصال بوده حتی با اینکه در اغلب موارد با دیگر تشکلها اختلاف نظر داشته است. انجمن اسلامی آرمان دارد و آرمانش تعالی نظام و تحقق پیشرفت و عدالت است و در راه این هدف از هیچ چیز فروگذار نیست.

ما را انجمن اسلامی مستقل از دانشجویان هم می گویند. انجمن اسلامی مستقل است از دانشجوئی که سیب زمینی است و هیچ دغدغه ای برای حل مشکلات دانشگاه و استان و کشور وجهان ندارد مستقل است از دانشجوئی که قلبش از ظلم در سراسر جهان به درد نمی آید مستقل است از دانشجوئی که می گوید چرا ما باید به فلسطین کمک کنیم مستقل است از دانشجوئی که مشکل ما با آمریکا را ضعف دیپلماسی می داند نه مشکل ایدئولوژی و تقابل حق و باطل مستقل است از دانشجوئی که مطالعه ندارد از خودش تحلیل ندارد و بصیرت ندارد مستقل است از دانشجوئی که تنها روشنفکری را در برخی رفتارهای هنجار شکن می داند مستقل است از دانشجوئی که خود محور وخود رای است مستقل است از دانشجوئی که قصد شکستن چارچوبها را دارد مستقل است از دانشجوئی که از این و آن خط می گیرد مستقل است از دانشجوئی که ظاهر ساز و عوام فریب است مستقل است از دانشجوئی که برخی ارزشها برایش بی ارزشند آری هر کسی را بدین جا راه نیست چرا که انجمن اسلامی مستقل از برخی دانشجویان است.

پی نوشت:

گذشته ی بنده در انجمن مستقل ، همواره پر فراز و نشیب بوده از این گذشته چیزهای زیادی یاد گرفتم به خودم می بالم که چنین گذشته ای دارم یاوه گویان هر انچه می توانند یاوه ببفند آنچه مهم است گذشته ای است که از آن برای آینده درس گرفتم و تجربه ای فراتر از حد تصور برخی در یافت کردم

"حَمدً وَ شُکرًلله حَمدً وَ شُکرًلله حَمدً وَ شُکرًلله"


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:35. - لينک ثابت


خبر آمد

خبری آمد و پیچید به هم اذهان را

قصه در بهت فرو برده کمی ایران را


چقدر ضد و نقیض است خبر ها اینجا!

کاش با ما تو بگویی همه جریان را!


بر سر چیست توافق؟ تو بگو تا من هم؛

خوب فهمم بشود خنده این شیطان را


از بد حادثه دیدیم همه، آن لحظه؛

از پس خنده او تیزی هر دندان را


همه غصه ام این است که خوابت ببرد

آه یک دم مگذاری تو به هم مژگان را


ما در این ر اه شهیدان فراوان دادیم

گوش کن حرف دل مادر این شیران را:


یوسفم را به تو دادم که برش گردانی!

پیرهن پاره میاری نگه کنعان را


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 9:11. - لينک ثابت


نه بي خيال دلم مي شود ، خداي بديست

لحظه هاي بديست

 كسي نمي رسد از راه لحظه هاي بَديست

گرفته ، ابري و مبهم هوا هواي بديست

 

صداي تق تقِ كفش زمان در اين لحظات

ميان ساعت ديواري ام صداي بديست

 

نه گوش مي دهد اين ناله هاي تلخِ مرا

نه بي خيال دلم مي شود ، خداي بديست

 

دلم به خاطر اين عشق ، مرگ مغزي شد

براي معجزه دير است ، در كُماي بديست

 

هزار مرتبه گفتم مرا ببر و نبُرد

خلاصم از غم دوري نكرد ، پاي بديست

 

نه ساحلي نه غروبي ، فضاي اين خانه

براي مردنم از انتظار جاي بديست


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22:32. - لينک ثابت


درد و دلی با فرهیختگان

وقتي تنها بانک تجارت مي درخشد

آيا تاکنون به اين انديشيده ايد که به اطراف خود نگاه متفاوت بکنيد؟ آيا به اين انديشيده ايد که دانشگاه شهرکرد از همه ي ظرفيتها و سليقه ها استفاده مي کند؟آيا به اين انديشيده ايد که دانشگاه شهرکرد بانک دارد؟آيا تاکنون به اين موضوع انديشيده ايد که چرا دانشگاه شهرکرد تنها يک بانک دارد و صرفا از خدمات يک بانک بهره مي برد؟ آيا تاکنون به اين انديشيده ايد که چرا آن يک بانک بايد بانک تجارت باشد؟ آيا تاکنون به اين انديشيده ايد که چرا در دانشگاههاي ديگر چندين بانک وجود دارد اما در اينجا نه؟ آيا تاکنون به اين انديشيده ايد که هر جا سخن از انحصار ببخشيد اعتماد است نام بانک ملي ايران ببخشيد بانک تجارت مي درخشد؟آيا به اين انديشيده ايد که براي جنب خوردن در دانشگاه بايد حتما در بانک تجارت حساب داشته باشيد؟ آيا به اين انديشيده ايد که چرا هيچ بانکي مايل به حضور در دانشگاه شهرکرد نيست ؟ آيا به اين انديشيده ايد که هرعمليات بانکي در دانشگاه بايد در بانک تجارت صورت پذيرد حتي اگر صرفا مربوط به دانشجو باشد و ربطي به حساب دانشگاه در بانک تجارت نداشته باشد؟ آيا تاکنون به خدمات بانک تجارت انديشيده ايد؟آيا به خدمات بانک تجارت شک داريد؟آيا شما از نداشتن حساب در بانک تجارت شرمسار و سرافکنده نيستيد؟ آيا به شما که در بانک تجارت حساب نداريد هم مي توان گفت دانشجو؟ آيا به اين انديشيده ايد که چقدر در دانشگاه شهرکرد همه چيز آرومه و ما چقدر خوشبختيم؟آيا تا کنون به اين انديشده ايد که همه چي آرومه و تو به من دل بستي و اين چقدر خوبه که تو کنارم هستي؟آيا به اين انديشيده ايد که در دانشگاه شهرکرد همه چي آرومه و غصه ها خوابيدن؟آيا به اين نکته نيز انديشيده ايد که همه چي آرومه من چقدر خوشحالم پيشم هستي حالا به خودم مي بالم؟ نه آيا به اين نکات تاکنون انديشيده بوديد؟آيا شما اصلا انيشيده ايد؟ آيا دانشجو بايد بيانديشد؟ آيا دانشجو بايد سرش به همه جا بگنجد و در همه چيز بيانديشد؟آيا شما هم چندين سال است در اوضاع دانشگاه مي انديشيد و به نتيجه اي نمي رسيد؟ آيا  دانشجو بيکارو... است که در حوزه مسئوليت ديگران دخالت کند؟آيا اين مسائل به ما مربوط است؟ آيا از اين وضعيت خسته شديد ؟ آيا پول نداريد ؟آيا قصد ازدواج داريد ؟آيا در خواستگاري جواب رد شنديد؟آيا شکست عشقي ورديد؟ آيا وام مي خواهيد؟ آيا تسليهات بانکي مي خواهيد ؟آيا از وضعيت تحصيلي خوبي برخوردار نيستيد؟ آيا استاد شما را اذيت مي کند؟آيا به شما نمره نمي دهد؟ آيا نمره مي خواهيد؟ آيا در انتخاب واحد مشکل داريد ؟آيا نمي توانيد حذف و اضافه کنيد؟ آيا وضعيت خوابگاه مناسب نيست؟آيا شما دوست داريد در سرما به دوست خودتان در خوابگاه جاي دهيد تا کمبود فضاي خوابگاه احساس نشود؟آيا وضعيت سلف اسف بار است؟ آيا براي امتحانات ميان ترم و پايان ترم مشکل داريد؟ آيا در تهيه ي شارژ به مشکل برخورديد؟آيا بله؟ آيا نخير؟ ما براي شما يک پيشنهاد داريم بشتابيد بشتابيد هرجا چيزي مي درخشد شک نکنيد يک چيز است پکيج کاملي براي دانشجويان دانشگاه شهرکرد همه ي تسليحات بانکي اعم از نظامي و غير نظامي تنها با يک حساب در

 بانکــــــــــــــ تـــــــــــــــجـــــــــارت


برچسب‌ها: بانک تجارت, دانشگاه شهرکرد


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:48. - لينک ثابت


ای کاش که هرگز ...

غربت تبعید


یک بار تو را دیدم و ای کاش که هرگز ...

                                         بستم به تو امّیدم و ای کاش که هرگز ...

تو منتظر گریه ی من بودی و من مست

                                         تنها به تو خندیدم و ای کاش که هرگز ...

یک چیز عجیبی که نمی گفت زبانت

                                         از چشم تو فهمیدم و ای کاش که هرگز ...

گفتند نباید به تو دل داد ، نباید

                                        افسوس که نشنیدم و ای کاش که هرگز ...

از جرم نگاهی که به چشمان تو کردم

                                        در غربت تبعیدم و ای کاش که هرگز ...

مجنونم و دیوانگی ام دست خودم نیست

                                        یکپارچه تهدیدم و ای کاش که هرگز ...


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:25. - لينک ثابت


اندر احوالات ما بچه بسیجی ها

♥هفته ی متحجران پر شور مبارک♥

فحش اگر بدهند آزادی بیان است!

جواب اگر بدهی بی فرهنگی!

سوال اگر بکنند آزاد اندیشند!

سوال اگر بکنی تفتیش عقاید است!

تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقتند!

جواب اگر بدهی دروغگوئی!

مسخره ات اگر بکنند انتقاد است!

جواب اگر بدهی بی جنبه ای!

اگر تهدیدت کنند دفاع کرده اند!

اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی!

♥بسیجی بودن را با تمام تراژدیهایش دوست دارم♥


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 9:19. - لينک ثابت


وقتی عاقل کند کاری که بار نیارد پشیمانی

تکلیف محوری هیچ گاه پشیمانی ندارد

اکنون که بیش از صد روز از به کرسی نشستن منتخب مردم گذشته و پرده ها کنار رفته کم کم سیل مردمی که در انتخابات از رای خود پشیمانند سرازیر می شود هر از چند گاهی بنده خدائی که از جناب شهردار حمایت کرده توبه نامه مینویسد و ابراز پشیمانی می کند شخصا با این جور افراد بسیار برخورد داشتم ونمونه ی زیادی دیدم که شاید بتوان گفت این بندگان خدا مقهور رسانه ی جناب شهردار شدند و از تکلیف باز ماندند اکنون که دیگر رسانه ای در کار نیست به عمق اشتباه خود پی بردند ازآن طرف آنان که توانائی تصمیم گیری قاطع نداشتند صرفا خود را به جامعتین گره زدند ومثلا تشکیلاتی رای دادند و کمتر توانائی در اقناع دیگران داشتند که این عزیزان هم بخش عمده ای اکنون که خط و ربط جناب ولایتی در انتخابات هویدا شده دریافتند چه به روز خود و دیگران آوردند جماعتی هم که به جناب شیخ رای دادن تا اوضاع اقتصادی بهتر شود دلار پائین بیاید طلا ارزان شود مرغ و گوشت و نان ارزان شود وصد روزه اقتصادنا به بهترین اقتصاد دنیا تبدیل شود اکنون که خیال خود را واهی دیده اند به این عبارت رسیده اند که باز هم دولت قبلی علاوه بر این ازمشی جبهه پایداری نیز بگذریم که اصلا مناسب فضای عقلانی سیاسی نبود آنچه از یک فرد انتظار می رود و رهبری هم در رای دادن به آن نکته رهنمود دارد استفاده از عقل و تحقیق و تکلیف مداری است نه صرف جامعتین نه صرف علامه و نه صرف وعده های کاندیدا اصلا قابل اتکا نیست

حمایت بنده و امثال بنده از جناب جلیلی که تا کنون نه تنها پشیمان نشده ایم که هر روز به رائی که در صندوق انداخته ایم می بالیم بر اساس تکلیف و عقلانیت بود بنده تقریبا در تمامی ستادهای کاندیداها مدتها به بحث و مناظره نشستم تا حقیقت را دریابم و آن را در جناب جلیلی یافتم و هیچ گاه دیگران را نیز تخطئه نکردم که چرا به فلانب رای دادید صرفا برای این مورد افرادی را باید مورد سرزنش قرارداد که بر اساس تکلیفشان عمل نکرده و پارامتر دیگری همچون تطمیع و ... در جریان بوده و گرنه افرادی که تکلیف محورانه به قالیباف و ولایتی رای دادند مستحق ستایش اند 


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 8:9. - لينک ثابت


نرمش قهرمانانه از نوع ظریفش

مانور هنرمندانه از بی هنر بر نیاید

بچه های انقلاب هم بچه های انقلاب قدیم اگر آقا ما را مشخصا بچه ی انقلاب خطاب می کرد زمین و زمان را بهم می دوختیم تا تحقق پیدا کند گفته ی ولی امر مسلمین. اما بچه ی انقلاب فعلا حواسش به  و فیسدوغشان است تا مبادا یکی از از دستشان در برود من هاج و واج مانده ام حضرت ظریف چطوری وارد این فیض بوک می شود گلاب به رویشان طبق فتوای همه ی مراجع اقدام خلاف قانون جمهوری اسلامی جایز نیست و بعضا گفته اند حرام است استفاده از فیلتر شکن هم مصداق دور زدن فیلترینگ کشور است پس بفرمائید جنابشان با قند شکن وارد شبکه های صد در صد اجتماعی می شوند . بچه ی انقلاب آن هم در دولت راستگویان و درستکاران !!!!!!

بچه ی انقلاب حواسش باشد وقتی رهبرش گفت من به این مذاکرات خوشبین نیستم یعنی بعد از اینکه صبحانه و ناهار و شامتان را با کاترین خانم میل فرمودید و فیس بوکتان را هم چک کردید کمی به فکر منافع این ملت هم باشید کمی به فکر صدور مفاهیم این انقلاب هم باشید بچه ی انقلاب شک نکند اگر یک قدم از منافع این ملت عقب نشینی کرد فردا آن پائی که عقب نشسته است را باید گچ بگیرد آنچه تا کنون ما را به سکوت وا داشته فقط و فقط حمایت رهبری است وگرنه اگر صرف سه وعده با نمایندهی اروپا دیپلماسی است ما همه دیپلماتیم آن هم از نوع انقلابیش . بچه ی انقلاب بودن لیاقت می خواهد حداقل خودتان را به بچه های انقلابی نزدیک کنید ما دلمان نسوزد بچه های انقلاب هم همان بچه های انقلاب قدیم

پی نوشت:

رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان بسیج:

"نرمش قهرمانانه"، "مانور هنرمندانه" برای رسیدن به مقصود است

بی ربط نوشت :

خدایا اگر جهنمت فرداست چرا من امروز می سوزم!

طنز نوشت:

یارو زنگ زده بود رادیو می گفت پیغام من به اوباما اینه که اگ روزی صدتا موشک بزنی تهران ما یک قدم هم عقب نمیریم!مجری پرسید از کجا تماس میگیرید گفت : از فیروزآباد فارس


برچسب‌ها: نرمش قهرمانانه, ظریف


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19:37. - لينک ثابت


دستم نمي رسد به تو آسوده هيچ وقت

ريل قطار


عاشق شدن بهانه ي افسونگري گذاشت

در كام عشق دعوي پيغمبري گذاشت


وقتي كه خسته شد دلش از من عقب نشست
شيطان خيره سربه سر ديگري گذاشت


شعر مرا به نام رفيقش تمام كرد
نه قرن پيش نام تو را انوري گذاشت


مي خواستم به سمت تو نزديك تر شوم
من را شبيه ريل قطار آنوري گذاشت


اصلن خدا دلش به همين چيزها خوش است
از روي عمد خشت مرا سر سري گذاشت


من را كشيده اي به جهنم ولي خدا
نام نگاه هيزتو را دلبري گذاشت


دستم نمي رسد به تو آسوده هيچ وقت
وقتي خودش بهاي تو را كافري گذاشت


برچسب‌ها: عاشقانه ها


 

نوشته شده توسط احسان قائدی در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:8. - لينک ثابت